غلامحسین اسلامی فرد
در شرایط بحرانی، قدرت ملی تنها در یک حوزه شکل نمیگیرد. میدان نظامی، حضور و انسجام مردم، و ظرفیت دیپلماسی، سه ضلع مکمل یکدیگرند که هدف مشترک آنها صیانت از منافع و حقوق ملت است.
در شرایطی که یک جامعه با تهدیدها و فشارهای پیچیده مواجه است، سرمایه اصلی آن نه فقط توانمندیهای نظامی و اقتصادی، بلکه انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل میان مردم است. دشمنان معمولاً تلاش میکنند با بهرهگیری از اختلافات طبیعی، بزرگنمایی شکافها، انتشار شایعات و ایجاد بیاعتمادی، پیوندهای اجتماعی را تضعیف کنند؛ زیرا جامعهای که دچار چنددستگی شود، توان تصمیمگیری و مقاومت خود را از دست میدهد.
همبستگی ملی به معنای حذف تفاوت دیدگاهها نیست؛ بلکه یعنی در کنار وجود سلایق مختلف، منافع مشترک و امنیت عمومی و آینده کشور به عنوان محور گفتوگو و رفتار اجتماعی حفظ شود. تجربه ملتها نشان داده است که در مقاطع حساس، وحدت و مسئولیتپذیری عمومی میتواند مهمترین عامل عبور از بحرانها باشد.
وحدت ملی به معنای نبود نقد و نبودِ تفاوت دیدگاه نیست؛ بلکه یعنی اختلافها نباید به سرمایهای برای فشار بر منافع عمومی تبدیل شوند. در چنین شرایطی، نقش مدیریت کلان کشور در هدایت راهبردها، هماهنگی مسئولان و حفظ پیوند میان مردم و حاکمیت اهمیت دوچندان پیدا میکند.
دشمنان از جامعهای که اختلافات خود را با گفتوگو مدیریت میکند و بر نقاط مشترک تکیه دارد، کمتر میتوانند بهرهبرداری کنند. امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ پیوندهای اجتماعی و نگاه مسئولانه به آینده، یک ضرورت ملی است.
به فرموده رهبر شهیدمان، «دشمن دو نقطهی اساسی را هدف گرفته: یکی وحدت ملّی، یکی امنیّت ملّی. وحدت ملّی مهم است؛ نگذارید وحدت را به هم بزنند. وحدت یعنی چه؟ یعنی در مسائل اساسی کشور، آنجایی که پای منافع ملّت در میان است، اختلافات مذهبی، اختلافات سیاسی، اختلافات گروهی، اختلافات قومی باید به کنار گذاشته بشود، همه باید در کنار هم باشند؛ اقوام مختلف در کنار هم، مذاهب مختلف در کنار هم؛ آنجایی که یک جهتگیری مشخّصی هست، این وحدت مهم است. و امنیّت؛ آن کسانی که امنیّت ملّی را تهدید میکنند دشمن ملّتند، برای دشمن کار میکنند؛ چه خودشان بفهمند، چه نفهمند. گاهی کاری میکنند، نمیفهمند چه کار میکنند! پس بنابراین، این دو نقطه مهم است. دشمن این دو نقطه را، یعنی وحدت را و امنیّت را، آماج حملهی خودش قرار داده که باید در مقابلش ایستاد.»
در جنگهای نوین و نبردهای ترکیبی، میدان فقط عرصه نظامی نیست؛ افکار عمومی، رسانه، فضای مجازی و روحیه اجتماعی نیز بخشی از میدان رویاروییاند. به همین دلیل، حفظ آرامش جامعه، پرهیز از بازنشر اخبار تأییدنشده و تقویت گفتوگوی مسئولانه، بخشی از دفاع ملی محسوب میشود.تجربه بحرانها نشان داده است که حتی دستاوردهای میدانی، زمانی پایدار میشوند که با سرمایه اجتماعی و حمایت عمومی همراه باشند. حضور مردم در عرصه اجتماعی و خیابانها همسو با میدان و حفظ وحدت ملی، بخشی از بازدارندگی کشورهاست؛ زیرا دشمنان معمولاً تلاش میکنند پس از ناکامی در عرصههای سخت، از مسیر جنگِ شناختی، اختلاف افکنی، و عملیات روانی، شکاف اجتماعی ایجاد کنند.
در این چارچوب، شایعهپراکنی، تخریب اعتماد عمومی و تبدیل اختلاف نظرها به دشمنی داخلی، ابزارهایی برای تضعیف انسجام جامعه است. پاسخ مؤثر به این تلاشها، علاوه بر هوشیاری مردم، نیازمند اطلاعرسانی دقیق، شفافیت مسئولان، و پرهیز از تصمیمها یا سخنانی است که به بیاعتمادی دامن بزند.دشمنان از جامعهای که اختلافات خود را با گفتوگو مدیریت میکند و بر نقاط مشترک تکیه دارد، کمتر میتوانند بهرهبرداری کنند. امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ پیوندهای اجتماعی و نگاه مسئولانه به آینده، یک ضرورت ملی است.
شما چه نظری دارید؟